تبليغاتX
آنچه وسط دندانهای یک مورچه اتفاق می افتد - مالزی....1 ماه از رسیدنم گذشت....
روبرویت می ایستم.......................ولی مقاوم...

در مقابل تو سخت است.......

ایستادن سخت است ولی اگر قرار شد سقوط کنم٬ جایی میروم که صدایش را نشنوی ...سقوط من سر و صدای عجیبی دارد.....

---------------------------------------------------

این چند روز گذشته  فهمیدم که قوی هستم

هوا آفتابی ست و هر روز باران می بارد و باز آفتابی میشود...

و من با هیچ کس حرف نمیزنم....

با هیچ کس نمیخندم....

روزی ۶ لبخند می زنم به ۶ نفر...

روزهای وصف ناپذیری را میگذرانم...

کاش می دیدمت................

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 9:58 قبل از ظهر  توسط مورچه  |